خلاصه نویسی

چرا خلاصه نویسی می کنیم ؟

متخصصان امر یادگیری، عقیده دارند که بخش کوچکی از هرکتاب ، (حدود 10%) مطالب مفید و اصلی برای یادگیری است و بقیه ی کتاب ، توضیحاتی اضافی برای یادگیری بهتر مطالب اصلی است. یادداشت برداری از مطالب اصلی ، به یادگیری بهتر کمک می کند.

فراگیری تکنیک‌های مختلف یادداشت برداری خود یک هنر است. چنان‌چه نظام منظمی از یادداشت برداری را متناسب با نوع مطالعه خود پیدا کنیم و در موقعیت‌های مختلف، یادداشت برداری نماییم به طوری که آن‌ها صحیح و قابل درک باشند، گام بزرگی در موفقیت و پیشرفت خود برداشته ایم. ما هنگام مطالعه، اطلاعات زیادی را بدست می آوریم، ولی به یاد سپردن تمامی آن‌ها غیر ممکن است. بنابراین مهارت در یادداشت برداری به سود ما خواهد بود. البته یادداشت برداری به این معنی نیست که تمام کلماتی را که استاد می‌گوید و یا از کسی می شنویم و یا تمام مطلب طولانی یک قسمت از کتاب یا مجله را بازنویسی کنیم، بلکه باید اصول یادداشت برداری را بیاموزیم و آن این است که تصمیم بگیریم چه زمان، چگونه و با چه طول و تفضیلی یادداشت برداریم. برای یک یادداشت برداری خوب به تمرین زیادی نیاز داریم.

هدف از یادداشت برداری این است که در هنگام مطالعه بتوانیم از آن استفاده کنیم. زمان مطالعه برای تهیه مقاله یا گزارش، امتحان و ... در می یابیم که نیازمند استفاده مجدد از مطالب بیشتری هستیم که در کلاس درس یا همایش شنیده ایم. بنابراین لازم است برخی از یادداشت ها را به عنوان ”ثبت دایم“ داشته باشیم تا به جای مراجعه به متن اصلی یا به‌خاطر آوردن آن چه در کلاس شنیده ایم به سرعت به آن رجوع کنیم. یادداشت برداری می تواند به درک و یادگیری مطالب کمک کند. ما مقدار زیادی از آن‌چه را که خوانده‌ایم نمی توانیم به یاد آوریم مگر آن‌که آن‌ها را به طور مرتب یادآوری و مرور کنیم. این نکته برای حافظه دراز مدت لازم است. اگر یادداشت برداری با کلمات ساده (یا به زبان خودمان) باشد . به ضبط (نگهداری) مطالب در حافظه مان کمک می‌کند. با خلاصه کردن نظریه‌ها، استدلال‌ها و مفاهیم به شکل یادداشت، درک بهتری از مطالب به دست می آوریم و هدف خود را نیز بیشتر بر درک مطالب قرار می دهیم، نه نوشتن کلمه به کلمه آنچه گفته اند یا شنیده شده است.

«خلاصه نویسی» نوعی مهارت نگارشی محسوب می ‌شود و آشنایی با آن در کارهای قلمی و پژوهشی و گزارش نویسی مفید و کارساز است. با توجه به محدودیت فرصت و زمان و نیز فراوانی آثار و نوشته ‌ها، «چکیده نویسی»‌ ضرورت پیدا می ‌کند. گاهی از مطالب برای خودمان خلاصه برداری می ‌کنیم،‌ گاهی برای دیگری. در صورت اول، برای بهره برداری خودمان است، ‌در صورت دوم برای فایده رسانی به دیگران. در تاریخ تألیف و نگارش نیز، بخش بزرگ کتاب ‌ها، خلاصه شده کتاب ‌های دیگری است که در زمینه تاریخ، ادبیات و علوم گوناگون است. این‎ گونه کتب، با عنوان ‎هایی هم چون: خلاصه، وجیزه، منتخب، گلچین، گزیده، مختار، مهذّب، چکیده، تلخیص و ... است که توسط خود مؤلف یا دیگری صورت گرفته و می ‌گیرد. خلاصه کردن متون مفصل و کتاب ‌های عظیم و ارزشمند،‌ یکی از گام ‌های مثبتی است که می ‌تواند نسل کم حوصله امروز را هم با فرهنگ و ادب گذشته مرتبط سازد، ‌و هم بهره اخلاقی کتاب‌ های خوب ولی مفصل را که در دسترس امروزیان نیست، به خوانندگان برساند. ما همیشه نمی ‌توانیم همه کتاب‌ ها را همراه داشته باشیم. همیشه هم مجال شرح و بسط مطالب را برای دیگران نیست.
 پس باید به هنر« خلاصه نویسی» مجهز بود تا از زمان و نیز از امکانات چاپ و تکثیر و یادداشت، بیشترین استفاده را کرد. گاهی نیاز می ‌شود که از یک سخنرانی یا کتاب و مقاله، خلاصه‌ای تهیه شود، یا گزارشی فشرده از یک حادثه، یا صورت جلسه‌ای خلاصه از یک جلسه، سمینار، برنامه و ... تهیه گردد. گاهی در نقد یک اثر ادبی یا محتوای یک کتاب و مقاله و فیلم، نیاز است که فشرده‌ای از آن بیان شود. در معرفی‌ های اجمالی از یک کتاب نیز خلاصه نویسی جایگاه خود را دارد. نیز گاهی در دوره ‌های آموزشی و در کلاس‌ ها، لازم است از مطالب خلاصه برداری شود، یا در متون آموزشی، خلاصه‌ای از هر بخش یا بحث در پایان آورده شود. گاهی هم برای شرکت در یک مسابقه، لازم می ‌شود کتاب یا مقاله یا داستانی خلاصه شود. برای تهیه جزواتی فشرده و کم حجم برای امتحان از برخی دروس و متون هم، نیازمند به چکیده نویسی هستیم. گاهی هم به صورت شفاهی، لازم است گزارشی کوتاه و توضیحی خلاصه درباره موضوعی داشته باشیم. مجموع این گونه نیازها، ایجاب می ‌کند که با«روش خلاصه نویسی» آشنا شویم.

به طور کلی خلاصه ‌نویسی و یادداشت ‌برداری به چهار دلیل پیشنهاد می‌شود: اول اینکه هنگام مطالعه و دقیق خوانی از اصول مهم به شمار می‌آید و در عمیق تر کردن یادگیری مؤثر است. دوم حجم و زمان مرور کمتر شده و امکان مرورهای چندین باره را به شکلی سریع فراهم می ‌کند و سوم اگر به شیوه‌ای صحیح انجام گیرد به هنگام مرور بهتر و مؤثر از خود مطلب مفید واقع می ‌شود و چهارم این امکان را فراهم می‌کند که تمام مطالب و مباحث مرتبط با یک موضوع را که در کتاب درسی، جزوه، کتاب کمک آموزشی و هر منبع دیگری پراکنده باشد را در یک جا جمع ‌آوری کرده و از پراکنده خوانی جلوگیری نمود.

تفاوت تلخیص با بازنویسی و بازآفرینی

بازنویسی، برگردان متون کهن(شعر یا نثر) به نثر و عبارت است؛ بی آن‌ که مفهوم و محتوا دگرگون شود. در باز آفرینی، محتوا و سوژه کهن، تبدیل به اثر جدیدی می ‌شود که با اصل متفاوت است. بازنویسی مثل تعمیرات اساسی یک خانه است، اما باز آفرینی، کوبیدن بنا و از نو ساختن است که چه بسا نقشه ساختمان و کیفیت چهار چوب اولیه هم به هم می ‌خورد. در باز نویسی، مضمون متن قدیم حفظ می‌ شود، تغییرات در جا به جایی حوادث و الفاظ و ترکیب ‌ها انجام می ‌گیرد. اصول زبان فارسی حفظ می ‌گردد و از شکسته نویسی پرهیز می ‌شود. توجه به سن و سطح فکر مخاطب، جهت درک و لذت بردن ضروری است. باید چیزی را باز نویسی کرد که از نظر پیام و محتوا، ارزش داشته باشد. باز نویسی گاهی از نثر به نثر است. گاهی از شعر به شعر، از نظم به نثر و از نثر به نظم. در خلاصه نویسی، نه پیام عوض می ‌شود، نه قالب و محتوا و نه بهتر ساختن سبک نگارش؛ بر خلاف باز نویسی که اغلب یا به خاطر ضعف قلمی اثر نخستین است، یا نامناسب بودن آن با شیوه امروزی. خلاصه نویسی اغلب برای استفاده بهتر از فرصت و زمان است، اما در باز نویسی هدف مهم‌تر ارائه اثری متناسب با نیاز و ضرورت‌ های جدید فرهنگی و ادبی است.
در این ‌که خلاصه نویسی را باید با استفاده از قلم و جمله پردازی خودمان بنویسیم یا با حفظ عباراتِ اصلی، موارد مختلف است. گاهی روی الفاظ متن اصلی، عنایت و تأکید خاصّی است که دخل و تصرف در عبارات، مسأله ساز و گاهی تحریف می ‌شود. آن‌ جا باید تلخیص را با بهره گیری از عین عبارات اصلی انجام داد

برای یک یادداشت برداری صحیح ، باید اصول و موارد زیر را رعایت کرد

اصلی‌ ترین نوع خلاصه ‌نویسی یادداشت ‌برداری می ‌باشد که عبارت است از برداشت کلیدی ‌ترین مفاهیم هر مطلب و ثبت آن در دفترچه‌ای جداگانه به شیوه‌ای خاص که در مرورهای آتی کارایی داشته باشد.
یادداشت برداری نباید به صورت خلاصه نویسی و یا عین مطلب باشد، بلکه باید به صورت کلمه و یا عبارت های کوتاه چند کلمه ای باشد ، که اصطلاحا به آن ها کلمات کلیدی گفته می شود.

کلمات کلیدی باید به گونه ای انتخاب شوند که با دیدن آن ها بتوان موضوع مورد مطالعه را در ذهن تداعی کرد ، یعنی پس از پایان یک مرحله مطالعه ، دانش آموز باید بتواند با کلمات کلیدی یادداشت کرده، متن مطالعه شده را بازگو کند.

بهترین نوع یادداشت برداری زمانی است که دانش آموز با کمترین یادداشت ها ، بیشترین یادآوری را داشته باشد و در یادداشت برداری باید از خلاقیت خود استفاده کرد. به عنوان مثال می توان از علائم و رموز برای برخی از مفاهیم استفاده

کرد
 یادداشت هایی که دانش آموز از منابع مختلف (کتاب، کلاس درس، کتاب کمک درسی و ...) درباره یک موضوع تهیه می کند، باید در کنار هم قرار گیرند، تا در هنگام مرور ، تمام نکته ها را در کنار هم آموخته و مطلب را یکجا و کامل فرا بگیرد

یادداشت ها باید در دسترس باشند. گاهی دانش آموزان به دلیل پراکنده نوشتن یادداشت ها در برگه های مختلف، در هنگام لزوم، مدت ها به دنبال یک برگه می گردند، که این باعص اتلاف وقت و انرژی داوطلب می شود؛ پس باید سازماندهی یادداشت ها را همواره به دانش آموزان توصیه کرد

مراحل اجرایی کار

مطالعه یا مرور اجمالی، پیش از اقدام به تلخیص.
 مشخص ساختن میزان و درصد تلخیصی که باید انجام شود.
مشخص کردن موارد و مطالب اصلی و فرعی،‌ هنگام مطالعه.
حذف مطالب غیر عمده و باقی گذاشتن نکات اصلی.
حفظ امانت و اصالت در عبارات و محتوا.
پیش از اقدام به تلخیص،‌ خوب است ابتدا یک دور، کتاب یا مقاله را بخوانیم،‌ یا یک بار نوار را گوش دهیم یا فیلم را نگاه کنیم، تا نسبت به محتوا اِشراف و احاطه پیدا کنیم و بهتر بتوانیم موارد عمده و غیر عمده و اصلی و حاشیه‌ای را از هم تفکیک کنیم. البته این در مواردی است که متن مورد تلخیص در اختیار ما باشد. والاّ در خلاصه نویسی از مباحثِ یک کلاس یا جلسه یا سخنرانی در حال ایراد، این شیوه قابل اجرا نیست.
هنگام مرور مقدماتی، می ‌توان فصل ‌های اصلی و فرعی و مطالب عمده را از حواشی و زواید، جدا کرد و علامت گذاشت تا تلخیص، آسان ‌تر شود.
میزان تلخیص نیز باید از آغاز، معلوم باشد. فرضاً یک کتاب سیصد صفحه‌ای را اگر قرار باشد در حد نصف، یا یک چهارم یا یک دهم خلاصه کنیم، در هر یک، میزان حذف مطالب و باقی گذاشتن مطالب دیگر، به نسبت آن معیار، متفاوت خواهد بود. حتی اگر بنا باشد همان کتاب را در دو صفحه خلاصه کنیم، شیوه‌ای دیگر باید برگزینیم و مطالب بیشتری را جزو«حذفیات» قرار دهیم. در انواع مختلف تلخیص و با هدف ‌های گوناگون، مطالب گاهی لازم است آورده شود یا حذف گردد؛ بسته به این است که با چه هدفی کار تلخیص انجام می‌ گیرد. گاهی کتاب مفصّلی برای استفاده عموم، خلاصه می‌ شود، گاهی چکیده‌ یک کتاب، به نحوی ارائه می ‌شود تا شوق مراجعه به اصل کتاب ایجاد شود، گاهی عصاره مطالب مفید یک کتاب، بدون رعایت انسجام و پیوستگی مطالب فراهم می ‌گردد، گاهی فهرستی از مباحث یک کتاب یا بحث تدوین می‌ شود، گاهی دیدگاه‌ های علمی یک کتاب استخراج می ‌گردد، گاهی هم محتوای یک کتاب، به صورت نمودار، جدول و اطلاعات آماری و دسته بندی شده خلاصه می ‌شود. این شیوه‌ ها و هدف ‌ها، که به عنوانِ تلخیص تفصیلی، ارجاعی، آزاد، فهرستی، موضوعی، علمی، و نموداری مطرح است،‌ هر یک ویژگی خاص خود را دارد و در عمل، متفاوت با دیگری است.[1] چکیده تمام نما، توصیفی، راهنما، موضوعی و ... از جمله انواع خلاصه نویسی است. مجموعه تحقیقات اجتماعی و اطلاعات آماری مفصّلی را گاهی به صورت جدول و نمودار ترسیم می ‌کنند. این نیز نوعی از خلاصه نویسی است.
 
نکات و مباحث غیر اصلی
 
در هر نوشته‌ای یا سخنرانی یا درس، یک سری حرف‌ ها اصلی و عمده است و گوینده و نویسنده یا مدرس، به قصد بیان و القای آن ‌ها به کار سخن و قلم پرداخته است،‌ یک سری هم مطالبی است که در توضیح،‌ تشریح و تأکید نسبت به آن مطالب اصلی بیان می ‌شود، که به این‌ ها نکات غیر عمده گفته می‌ شود. اجمالی از مطالبِ غیر اصلی را می ‌توان چنین برشمرد:
1. توضیحات برای روشن کردن مسأله اصلی.
2. نمونه ‌های تاریخی و شاهد مثال ‌ها.
3. مطالبِ حاشیه‌ای و غیر مرتبط با موضوع.
4. لفاظی ‌ها و عبارت پردازی‌ های غیر دخیل در مطلب اصلی.
5. موارد تکرار شدن مطلب.
6. عبارات و جملات مترادف و هم مضمون.
7. جملات معترضه و اشارات تفسیری و توضیحی که آوردنش ملال آور است.
اگر از یک نوشته یا سخن، محورهای فوق را جدا کنیم، آن ‌چه می ‌ماند، جوهره اصلی مطلب است که قابل درج در خلاصه است. البته تشخیص این که این موضوع، اصلی است یا حاشیه، بحثِ عمده است یا توضیح، ‌احتیاج به دقت بیشتری دارد. اگر یک متن، چه داستان یا غیر داستان، چند بار مطالعه شود، امکان تلخیص دقیق، بیشتر خواهد بود. می ‌توان هر بند یا پاراگراف را در یک جمله خلاصه کرد. مجموعه این جملات، خود به خود چکیده مطلب اصلی خواهد بود؛ البته با رعایت نکات دیگری که یاد شده است. در موردی که یک داستان خلاصه می‌ شود، باید اسکلت و استخوان بندی اصلی قصه را آورد و از ذکر جزئیاتِ داستان چشم پوشید. فرض کنید فیلمی را که در یک ساعت تماشا کرده‌اید، ‌یا داستانی صد صفحه‌ای را که خوانده‌اید، اگر بنا باشد تنها در مدت پنج دقیقه خلاصه‌اش را بازگو کنید، چه قسمت‌ هایی را انتخاب می ‌کنید که با بیان آن‌ ها در این زمان محدود، تا نهایت داستان را هم اشاره کرده باشید؟ پس پرداختن به قهرمان ‌های اصلی و فرازهای حساس و صحنه‌ های عمده، کافی است و نباید به جزئیات پرداخت. میزان وقت یا ظرفیت نگارشی، نقش اساسی در نحوه خلاصه نویسی ما دارد

آنچه که ما با عنوان کلی خلاصه ‌نویسی از آن یاد می کنیم، شامل فنون مختلف یادداشت ‌برداری، حاشیه نویسی، خط کشی زیر جملات، دسته‌ بندی و علامت‌گذاری می‌شود که در ادامه به توضیح در مورد آنها کدام خواهیم پرداخت.

علامت‌گذاری و خط کشی زیر جملات

همانطور که در شماره قبل خواندید بهترین فن مطالعه درگیر شدن با مطلب یا به اصلاح مطالعه فعال می‌باشد. علامت‌گذاری سریع ترین روش برای مطالعه فعال بوده و البته نکات مهم را نیز مشخص می‌کند. زمانی که مطلبی را مطالعه می‌کنید جایی که برایتان سؤال باقی می ‌ماند و مطلب را کامل متوجه نمی ‌شوید از علامت سؤال (؟) استفاده نمائید و کنار آن مطلب علامت بزنید. هرجا احساس نمودید منطقه سؤال خیز بوده و به نکته خطرناکی اشاره شده است علامت خطر (!) و جایی که به یک کلمه یا عبارت کلیدی برخوردید دور آن خط بکشید، پاراگراف های مهم را با علامت ضربدر (*) مشخص کنید. به طور کلی هنگام مطالعه استفاده از علامت‌ گذاری سرآغاز خوبی برای مطالعه دقیق و فعال می‌باشد. فراموشی نکنید که این کار را با مداد انجام دهید چرا که ممکن است با پیشروی در مطالعه‌ تان متوجه شوید علامت قبلی اشتباه بوده و نیاز به تغییر داشته باشد. دقت داشته باشید که شلوغ کاری نکنید در استفاده از علامت ‌ها و انتخاب جملاتی که خط کشی می‌ شوند زیاده ‌روی نکنید چرا که در مطالعه‌ های آتی حوصله ‌تان سر می‌رود.

حاشیه نویسی

یک راه یادداشت برداری، حاشیه نویسی بر کتابی است که می خوانید. بسیاری از افراد از نوشتن مطلب روی کتاب اکراه دارند. اگر کتاب امانت باشد حق با شماست در این مورد بهتر است قسمت ها و صفحات مهم را با برچسب مشخص نمایید. اما چنان‌چه کتاب متعلق به شماست می توانید در موقع خواندن بر آن حاشیه نویسی کنید. کتاب‌های درسی متعلق به خودتان لازم نیست به صورت یک کتاب دست نخورده نگهداری شوند.

راه های معمول حاشیه نویسی بر کتاب درسی

- خط کشیدن زیر نکات مهم

- برجسته کردن نکات مهم با استفاده از ماژیک های فسفری

- استفاده از حاشیه کتاب برای گذاشتن علامت ” ؟ “ یا نوشتن ”موافقم “ یا ”مخالفم “ یا گذاشتن تیک یا ”ד و ...

- برجسته کردن، خواندن کتاب را سریع‌تر و آسان‌تر می سازد. زیرا، هنگام دوباره خواندن کتاب یا مقاله، تنها بخش های برجسته شده آن نیاز به بازخوانی دارند. اشکال این روش این است که که چون شما مطالب را به بیان خود بازنویسی نمی‌کنید ممکن است درک کاملی از معنی آن نداشته باشید. و در این روش گاهی مجبور می‌شوید کل کتاب را دوباره بخوانید. برای رفع این اشکال، ابتدا مطمئن شوید که آنچه خوانده‌اید درک کرده‌اید و سپس مقدار کافی از آن را برجسته نمایید، به طوری که بدون خواندن دوباره کل کتاب، برای شما قابل درک باشد.

چند نکته لازم
 1- در تلخیص یک متن یا بحث منسجم، سعی شود انسجام و پیوستگی مطالب، در« خلاصه» هم حفظ شود.
2- جملات کوتاه و کلمات ساده، به کار گرفته شود.
3- متن مورد تلخیص، در جزوه«خلاصه» معرفی شود: یعنی نام نویسنده، ناشر، میزان صفحات، درصد تلخیص، خلاصه نویس، تاریخ تلخیص و مشخصات دیگر نوشته اصلی یا نوار و سخنرانی و جلسه و سمینار و درسی که به صورت خلاصه در آمده است، نقل شود.
4-  نکات دستوری و نیز هماهنگی و یک نواختی زمان افعال و سبک و سیاق نوشته رعایت گردد.
5- سلیقه و نظم در نگارش خلاصه، صفحه آرایی و فصل بندی نیز از یاد نرود.
6-  در خلاصه، مطالبی آورده نشود که در متن اصلی نیست.
هر مطلبی که نوشته می ‌شود با هدف انتقال یک سری مطالب جدید و مهم به مخاطب می ‌باشد و برای اینکه این انتقال به نحوی مطلوب و ماندگار صورت پذیرد شرح و بسط و مثال و داستان ‌هایی به آن مطلب جدید و اصلی اضافه می‌شود. به عنوان مثال ساختار یک پاراگراف برای توضیح یک جمله کلیدی است که به طور معمول اولین یا آخرین جمله آن پاراگراف را تشکیل می‌دهد. دومین قدم در راه خلاصه‌ نویسی این است که کلیدی‌ ترین جمله هر پاراگراف را استخراج کرده به زبان خودتان در حاشیه کتاب یا جزوه یادداشت کنید. در پایان هر پاراگراف از خودتان بپرسید این پاراگراف قصد داشت چه مطلبی را به من بیاموزد و آن را در یک جمله و با زبان خودتان، نه کتابی بیان کرده و یادداشت نمایید. به علاوه می‌توانید سؤال، انتقاد و یا هر مطلب دیگری را که مربوط به همان موضوع باشد و در جای دیگری خوانده‌اید را حاشیه‌نویسی کنید. این فرآیند به تمرکزفکر، دقت، حفظ و یادگیری بهتر کمک می‌کند.

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 58 بازدید